- مثلاً قرآن درباره توحید و خدا بحث کرده، مسائلی که مربوط به خدا و ماوراء طبیعت است در قرآن آمده است. حالا اگر ما در همین مساله رسیدیم به این مطلب که بیان قرآنی بیانی است مافوق عصر و زمان خودش و حتی خیلی مقدم بر ازمنه ای که هست الی یومنا هذا، آن گاه با توجه به اینکه کسی که این سخنان را گفته یک مرد عرب امی بوده است، این خودش اعجاز است.
- از مساله توحید اگر بگذریم و وارد مسائل دیگر بشویم مسائلی که ما خودمان می توانیم در اطراف آنها تجزیه و تحلیلی بکنیم، مثلاً اخلاق و تربیت در قرآن و به طور کلی هدایت و راهنمایی بشر، باز این هم عین همان مطلب: اگر این را در یک سطحی ببینیم که هیچ امکان ندارد که مردمی که در آن عصر و زمان بوده اند به فکر شخصی و فردی به این گونه معانی و مفاهیم برسند و حتی بعد مقایسه کنیم و ببینیم مردمی هم که بعد از او آمده اند هرگز به پای او نرسیده اند، این خودش اعجاز است.
- مرحله دیگر، مقررات و قوانین است، چون قرآن در عین حال واضح یک سلسله مقررات و قوانین است چه در باب عبادات چه در باب مسائل اجتماعی که اصطلاحاً در فقه آنها را معاملات می گویند. در باب حقوق اجتماعی، در باب حقوق خانوادگی. قرآن متواتر است یعنی کلام خداست که عین همان کلام به ما رسیده، انگار واسطه ای نخورده است، ولی روایات نقل کرده اند، احتمال اینکه یک کلمه زیادتر یا کمتر و یا همه آن را به کلی جعل کرده باشند هست.
- از اینها که بگذریم یک سلسله مسائل دیگر پیش می آید که در آنها باید از متخصصین دیگر استمداد کرد و آنها در این زمینه ها بحثهایی کرده اند البته می دانید که قرآن این جور مسائل را به مناسبت مسائل دیگر می آورد. مسائلی که قرآن در باب طبیعت و به اصطلاح در طبیعات آورده است، درباره باد بحث کرده، درباره باران بحث کرده، درباره زمین و … اما قدر مسلم هست که یک منطقی است غیر از منطقی که در آن عصر و زمان به کلی وجود داشته و تازه آنچه هم که امروز می گویند همه فرضیات است، شاید در آینده اینها را بهتر کشف کنند و انظباتش را بهتر درک نمایند. این که عرض می کنم " منطبق بودنی" برای این است که بعضی مسائل در حد فرضیه است. مثلاً ما در نهج البلاغه راجع به خلقت زمین و آسمان یک سلسله مسائل می بینیم که ممکن است همه آنها را نتوانیم با فرضیاتی که علوم جدید آورده است صد در صد منطبق کنیم.
منبع: 
استاد شهید مطهری
قرآن معجزه جاوید خاتم الانبیاست. رسول اکرم رسما بر آن تحدی کرد یعنی مدعی شد که قرآن کار من نیست، کار خداست و از من و هیچ بشر دیگر ساخته نیست که مانند آن را بیاورد و اگر باور ندارید آزمایش کنید و از هر کسی که می خواهید کمک بگیرید ولی بدانید که اگر جن و انس پشت به پشت دهند که مانند آن را بیاورند، قادر نخواهند بود.
آخرین سخن مخالفان آن عصر این بود که جادو است. خود این اتهام اعتراف ضمنی به خارق العاده بودن قرآن و نوعی اظهار عجز در برابر قرآن بود. مخالفان سرسخت پیامبر از هیچ معارضه ای با پیغمبر برای تضعیف و مغلوب کردنش مضایقه نکردند و تنها کاری که به آن دست نزدند همان بود که پیغمبر مکرر پیشنهاد می کرد و خود قرآن هم تصریح کرده است یعنی آوردن لااقل یک سوره مانند قرآن.
قرآن از جنبه های مختلف معجزه است یعنی فوق بشری است. اعجاز قرآن از دو جهت است:
- لفظی
- معنوی
اعجاز لفظی قرآن مربوط می شود به مقوله زیبایی و اعجاز معنوی قرآن مربوط است به مقوله علمی. پس اعجاز قرآن یکی از جنبه های زیبایی و هنری است و دیگر از جنبه فکری و علمی. سبک قرآن نه شعر است و نه نثر. اما شعر نیست برای اینکه وزن و قافیه ندارد. به علاوه شعر معمولا با نوعی تخیل که تخیل شاعرانه نامیده می شود همراه است. در عین حال، نثر معمولی هم نیست، زیرا از نوعی انجام و آهنگ و موسیقی برخوردار است که در هیچ سخن نثری تاکنون دیده نشده است.
مقدمه :
ویژگیهای انحصاری دوران جوانی که به حق مهمترین دوران حیات انسان است از یک طرف، و همچنین ویژگیهای منحصر به فرد قرآن کریم از طرف دیگر، موضوع «جوان و انس با قرآن» را موضوعی اساسی و با اهمیت جلوه خواهد داد. لذا این هرگز به این معنا نیست که برای سالخوردگان و غیرجوانان انس با قرآن موضوعیت ندارد و اگر کسی در جوانی با قرآن مأنوس نگردید، در پیری این انس ضروری نیست یا حاصل نخواهد شد، بلکه با نگاهی که قرآن به انسان دارد و محتوای تربیتی و سازندهای که برای انسان به ارمغان آورده، بدیهی است که همان عنفوان جوانی بهترین زمان و استثناییترین فرصت برای انس با قرآن کریم میباشد. نوشتاری که در پیش روی دارید این موضوع را در سه بخش مجزی مورد بررسی قرار خواهد داد. در بخش اول ضرورت و اهمیت انس با قرآن در جوانی بررسی خواهد شد، ودر بخش دوم به راههای انس با قرآن اشاره خواهد گردید. آخرین بخش به آفات و آسیبهای موضوع خواهد پرداخت.
در ارائه این موضوع، به آیات نورانی قرآن کریم و احادیث و فرمایشات اهلبیت علیهم السلام که مفسرین واقعی و قرآنهای ناطق میباشند استناد خواهد شد ودر عین حال از سخنان و رهنمودهای ارزشمند دست پرورده مکتب قرآن و عترت و احیاگر اندیشة دینی در عصر حاضر، رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه) بهرهبرداری خواهد شد و حسب مورد مراجع اعلام میگردد.
1- ضرورت و اهمیت انس با قرآن در جوانی
1-1-ویژگیهای دوران جوانی
خصوصیات روحی – روانی و ویژگیهای اساسی این دوران نظر تمامی مکاتب و علوم تربیتی را به خود معطوف داشته است و تمامی ادیان، مذاهب و مکتبهای فکری، بدون استثناء بر این نکته اذعان و اتفاق نظر دارند که زیربنای شخصیت انسانی و شالوده حیات مفید او در زمان جوانی تکوین خواهد یافت و سرنوشت غیرتمند یا ذلتبار او در جوانی رقم خواهد خورد. فطرت پاک و بیآلایش ، استعداد و نشاط، خودجوشی و خودباوری، خلاقیت و ابتکار، قدرتمندی و خستگی ناپذیری، همه و همه، خصوصیات ارزشمند دوران جوانی هستند که برنامهریزی صحیح و مدبرانه و استفاده درست و به موقع از آنها میتواند جامعه انسانی را به فلاح و سعادت برساند و لذا مربیان و معلمان جامعه، رهبران و اندیشمندان دلسوز، و پیامبران و حکیمان الهی همگی در این راستا تلاش نموده ودستورات، رهنمودها والکوهای تربیتی خویش را ارائه نمودهاند، و در رساندن جامعه به سعادت و پیروزی، جوانان، مهمترین هدف و مخاطبین آنها بودهاند. در عین حال با مروری سریع به تاریخ گذشته درمییابیم که جوانان پرشور و با انگیزه، با صداقت ذاتی خود مهمترین حامیان و صادقترین رهروان مصلحان بزرگ و مربیان و انقلابیون جهان بودهاند.
شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند «جوانان گرد من جمع شده و مرا حمایت کردند و پیران با من مخالفت داشتند» «خالفنی الشیوخ و خالفنی الشباب»
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در نامه بسیار مهم و تربیتی خود به فرزندشان امام حسن علیه السلام (نامه 31 نهج البلاغه) با تعبیر شیوایی میفرمایند: «جز این نیست که قلب نوجوان همچون زمین خالی است که پذیرای هر بذری خواهد بود» بنابراین قلب نوجوان مستعد فراگیری هر گونه آموزهای اعم از حق یا باطل، درست یا نادرست میباشد. حضرت امام صادق علیه السلام در تعبیری زیبا و البته از منظری دیگر، قلب انسان را به آینهای صاف و صیقلی تشبیه فرمودهاند که با هر گناهی نقطهای سیاه و زنگاری برای آینه مینشیند و چنانچه انسان از گناه توبه نماید این زنگار پاک میشود؛ در غیراینصورت این نقاط سیاه کم کم (با تکرار گناه) آینه صیقلی قلب را به جسمی کدر و زنگار گرفته تبدیل مینماید و شقات قلب (سیاه دلی) بر انسان عارض میگردد بطوری که دیگر قابل اصلاح نخواهد بود.
حضرت امام خمینی (ره) ضمن اینکه جوان را با تعبیر «جدیدالعهد با خداوند» مخاطب قرار میدهند، در اهمیت خودسازی و تربیت و تهذیب نفس در جوانی چنین میفرمایند: «شما جوانان از حالا باید شروع کنید به جهاد اکبر و نگذارید که قوای جسمانی از دستتان برود. هرچه قوای جوانی از دست برود، ریشههای اخلاق فاسد در انسان زیادتر میشود و جهاد مشکلتر، جوان زودتر میتواند در این جهاد پیروز شود. نگذارید در اصلاح خودتان زمان جوانی به زمان پیری بیفتد. انسان تا قوای جوانیش هست، تاروح لطیف جوانی هست، تا ریشههای فساد در او کم است، میتواند خودش را اصلاح کند.» ] صحیفه نور – جلد 7، ص 211[
دین مبین اسلام که برنامه سعادت دنیا و آخرت انسانها را به همراه دارد، انسان را دارای فطرتی پاک و حقگرا (حنیف) و الهی (فطرت الله التی فطر الناس علیها) میداند و در جهت ترغیب انسان به پاک نگاهداشتن ضمیر و فطرت (با عنایت به اینکه دوران جوانی نقش اساسی در این امر دارد)، نگاه ویژهای به دوران جوانی دارد. بطور مثال عبادت اگرچه برای تمامی انسانها امری شایسته و مقبول حضرت حق است ولی برای جوانان (عبادت در جوانی) امری فوقالعاده محسوب میگردد. این نکته در فرمایشات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سایر معصومین علیهم السلام موج میزند که برای نمونه به مواردی اشاره میگردد:
الف) رسول اکرم (ص) : خداوند به وجود جوانان اهل عبادت، بر فرشتگان افتخار و مباهات میکند و میفرماید بنده مرا ببینید که بخاطر من چگونه از لذتهای جسمانی خویش گذشته است.
میزان الحکمه – ج 1 – ص 9
ب) رسول اکرم (ص) : برتری فردی که در جوانی خدا را عبادت کند بر پیری که پس از پیر شدن بعبادت میپردازد، مانند برتری پیامبران الهی نسبت به سایر مردم است. ] الحیاة ج 5 ص 9[
شاید این شعر معروف فارسی از حدیث بالا گرفته شده باشد که:
پاک بودن در جوانی شیوه پیغمبر است ورنه هر گبری به پیری میشود پرهیزگار
در اینکه ایام جوانی مناسبترین ایام و طلاییترین فرصت برای برنامهریزی انسان و تضمین سعادت و فلاح او میباشد مواردی بصورت مستقیم و غیرمستقیم از فرمایشات اهلبیت علیهم السلام آورده شد. حسن ختام این موضوع، فرمایشی است از امام صادق علیه السلام که در قالب یک توصیه مطرح گردیده است:
جوانان رادریاب! زیرا ایشان زودتر از دیگران به کارهای خیر رو میآورند ]وافی جلد 1 ص 210[
1-2- ویژگیهای قرآن کریم :
قرآن کریم بعنوان آخرین کتاب الهی و معجزه جاویدان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که شخص ایشان بعنوان خاتمالنبیین و آخرین پیامبر الهی مطرح میباشند، دارای ویژگیهای منحصر به فردی در مقایسه با سایر کتب الهی میباشد که آنرا از سایر کتب کاملاً متمایز مینماید. شاید مهمترین عامل و علت این تمایز و ویژگیهای انحصاری در این باشد که بعد از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و نزول قرآن مجید، ارسال رسولان و بعثت پیامبران خاتمه یافت و لذا محتوای وحی الهی در قالب قرآن کریم بشر را الیالابد از کتب دیگر بینیاز مینماید، و بعبارتی قرآن مجید یک معجزه ابدی و در عین حال کتاب هدایت انسانها تا ابد خواهد بود. بنابراین ارتباط کلیه انسانهای طالب سعادت و هدایت با قرآن در تمامی عصرها و نسلها، امری بدیهی و اجتنابناپذیر است. ضمن اینکه خود را کتاب هدایت تمامی انسانها و شخص رسول اکرم (ص) «رحمت للعالمین» میباشند.
قرآن از یک طرف کتاب هدایت انسانها و شفای مؤمنین است، از یک طرف کتابی است که آسان فرا گرفته میشود و در سوره مبارکه قمر این آیه چندین بار تکرار گردیده است که :
«تحقیقاً و تاکیداً ما این قرآن را برای پندآموزی، آسان قرار دادیم. پس آیا پند گیرندهای هست؟» در آیهای دیگر، قرآن کریم، ضمن دعوت انسانها به تدبّر در قرآن، عدم تدبّر در آیات الهی را همارز قفل بودن قلبها تلقی مینماید و میفرماید: افلا یتدبّرون القرآن ام علی قلوب اقفالها «آیا در قرآن تدبر نمینمایند یا بر قلبهایشان قفلهایی زده شده است؟»
در نهج البلاغه علی علیه السلام پر است از فرمایشات این قرآن ناطق در خصوص ویژگیهایی قرآن کریم که برای نمونه در خطبه 198 در فرازهایی نسبت به قرآن، میفرمایند:
قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نمیپذیرد،… راهی است که رونده آن گمراه نگردد. شعلهایست که نور آن تاریک نشود، …. بنایی است که ستونهای آن خراب نمیشود. شفا دهندهایست که بیماریهای وحشتناک را بزداید….. قرآن چشمههای دانش و دریاهای علوم است. سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است…… خدا قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است…….]خطبه 198-فراز 25 الی33- ترجمه مرحوم دشتی[
1-3- انس با قرآن در جوانی :
در دو قسمت قبل ویژگیهای جوان و قرآن بصورتی مختصر و متناسب با این مقاله مطرح گردید اکنون بصورت منطقی میتوان نتیجه گرفت که:
حال که خداوند انسان را با فطرتی پاک آفریده است و این فطرت پاک در ایام جوانی قابل بهرهبرداری در مسیر هدایت و کمال به بهترین وجه میباشد.
و حال که قرآن کتاب هدایت و تربیت فطرت الهی انسان به سوی کمال و رشد میباشد، بنابراین بهترین زمان برای بهرهبرداری و تربیت یافتن از آن در همان جوانی است و این عقلانیترین روش برای فلاح و رستگاری انسان است که در جوانی با قرآن مأنوس گردد.
حسن ختام این بخش مقاله حدیثی است از امام صادق علیه السلام که میفرماید:
«کسی که در جوانی قرآن بیاموزد قرآن با گوشت و خون او آمیخته خواهد شد.»
طبیعی است که اگر قرآن با گوشت وخون کسی آمیخته شود آنگاه او تربیتی قرآنی خواهد یافت و به حیات معنوی و طیبه قرآنی دست خواهد یافت و چنین انسانی هم خود را به فلاح میرساند و هم باعث فلاح و رستگاری جامعه خواهد شد. چنین انسانی مصداق صالحین واقعی است که بشریت از فقدان آنها رنج میبرد.
چرا دستی از غیب مانع قرآن سوزی نشد؟
1- ما همه می دانیم که: مزار امام حسین (ع) تخریب شد و زمین آن شخم زده و به آب بسته شد! و در زمانه خود نیز دیدیم که بمب در حرم امام رضا (ع) منفجر شد و گنبد و بارگاه عسگریین ویران شد !
توقع نداشته و نداریم که دست غیب الهی برآمده و مانع این اتفاقات شود
چرا که مزار امام حسین (ع) از خود ایشان کسب تقدس کرده و بزرگترین جسارتها به محضر ایشان شد ، اما دستی از غیب مانع نشد!
چرا که ما پذیرفته ایم بنا نیست با تفاوت های ظاهری مردم مجبور به ایمان شوند. و به هر حال راه کفر باز گذاشته شده تا اختیار معنا یابد و به انسان اجازه داده شده که شنیع ترین اعمال را انجام دهد.
نباید اجازه بدهیم تقدس شکنی شود.
2- دل هر مسلمان و مومنی (و بلکه دل هر انسان آزاده ای )از عمل شنیعی که در آنروز رخ داد به درد آمد. ما که حاضریم جان خود را فدای قرآن کنیم ، نسبت به هتک حرمت به آن بی تفاوت نخواهیم بود. و نباید اجازه دهیم که این اقدامات عادی شود.
آیا قرآن سوخت؟
3- آنچه امروز سوخت ، قرآن نبود. قرآن در دل هر مومنی است و درخشش آن خاموش شدنی نیست. اگرچه به دلیل اهمیت بسیار والای قرآن ، حتی تکه کاغذ آن را نیز مقدس می شماریم؛ اما حقیقت و اصل قرآن در جانهای ماست. وقتی با شهادت قرآن های ناطق ، نور قرآن کم فروغ نشد؛ قطعا با سوزاندن قرآن صامت نیز ، حقیقت آن کم فروغ نخواهد شد.
مىخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، خدا نور خویش را تکمیل خواهد کرد هر چند کافران ناخوش دارند (صف 8)
همه مقصران را ببینیم!
4- تمام زمینه سازان این اقدام شنیع را در جرم آنهایی که مستقیم این کار را انجام دادند ، شریک می دانیم.
اگر چه کشیش کودن آمریکایی این کار را نکرد اما او بود که این فضا را به وجود آورد.
اگر چه دولتمردان آمریکا کج دار و مریض با این کار مخالفت می کردند ، اما به خوبی می دانیم که سخنان آنها در واقع نشان دادن چراغ سبز بود.
و وقتی دستگاههای تبلیغاتی زیاده خواهان جهان به ناگاه یک انسان مفلوک را مورد تبلیغات قرار خود قرار می دهند و او را بزرگ می کنند ، ما دست های زیادی را در کار می بینیم اگر چه سعی کنند خود را مخفی کنند!
شکست برای چه کسی است؟
5- صبر الهی و مهلت دادن او به معنای توانایی دشمنانش نیست:
کسانى که کافر شدند گمان نکنند مهلتى که بآنها مىدهیم بصلاحشان است، فقط مهلت مىدهیم که گناه بیافزایند و آنها را است عذابى خوار کننده (آل عمران 178)
او در شکست دادن دشمنانش بسیار چیره دست است:
آنان مکر کردند، و خدا هم مکر کرد، و خدا بهترین مکرکنندگان است (آل عمران 54)
زمانی که فرعون همه پسران را می کشت تا مبادا موسی رشد کند ، خدا موسی را در دامان فرعون رشد داد:
خاندان فرعون یافتندش تا دشمنشان و سبب اندوهشان گردد. فرعون و هامان و لشکرهاشان خطا مىکردند. (8قصص)
و خدا شکست ناپذیر است:
آنها که کافر شدهاند گمان نکنید که ناتوان کننده خدا هستند، جایگاهشان آتش است و آن بد جایگاهى است (نور 57)
پس آنان که چشم توانای دیدن آینده را ندارند به انتظار بنشینند که پیروزی از آن کیست.
دشمن شناسی
6- باید مراقب بود که به ما آدرس غلط ندهند. جنگی بین اسلام و مسیحیت نیست! اگر هم جنگ صلیبی تکرار می شود ، قبول نداریم که جنگ صلیبی ، جنگ دینی بوده. ما می دانیم که در مقابل ما زیاده خواهان و مستکبران و صهیونیست ها هستند . و خود را در پشت شعار مسیحیت پنهان می کنند.
آنچه باید بکنیم و برای همه مقدور است!
دست به کار شوید! اگر بتوانید مانع هتک قرآن شوید آیا از اقدام باز می مانید؟ پس بنگرید که ساده ترین و ممکن ترین اقدام چیست!
بیایید در مقابل آنان که به قرآن جسارت کردند ما قرآن را پاس بداریم و نشان دهیم چه جایگاه والایی در زندگی ما دارد و از هر کاری که در این باره می توانیم دریغ نکنیم. اگر دشمن از رهبری قرآن در میانه ما برنمی تابد ، باید بینی او را به خاک بمالیم.
ختم دسته جمعی قرآن - برگزاری جلسات آشنایی با معارف قرآن - مطالعه و تعمق در آیات الهی و ... همه راههایی ساده و قابل حصول برای مقابله با دشمن است.
دشمن آن قدر احمق است که نفهمیده تفکر با آتش نمی سوزد . بلکه شدت این تفکر تیزتر می شود و دودمان مخالفانش را به باد می دهد...
قرآن سوزی 180 آمریکایی را مسلمان کرد
حدود 180 مرد و زن آمریکایی همزمان با اقدام آتش زدن نسخههایی از قرآن کریم و اعتراض به ساخت مسجدی در نیویورک، اسلام آوردند.
به گزارش ایسنا، محمد ناصر، مدیر مرکز اسلامی وابسته به منطقه واشنگتن بزرگ که پنج منطقه از مریلند، ویرجینیا و واشنگتن را در بر میگیرد اظهار داشت: 180 زن و مرد آمریکایی در سنین مختلف همزمان با تهدیدها برای سوزاندن نسخههایی از قرآن و افزایش اعتراضات به ساخت مسجد بیت قرطبه در محل حادثه 11سپتامبر در نیویورک اسلام آوردند.
پایگاه اینترنتی فلسطین الیوم نوشت: وی علت افزایش گرایش به اسلام در این منطقه مهم در آمریکا را افزایش فرهنگ مطالعه و تحقیق درباره اسلام و سیره پیامبر(ص) و پایگاههای مخالف و موافق اسلام عنوان کرد.
آمارهای جدید نشان میدهد، شمار کسانی که به اسلام روی آوردند پس از حملات به واشنگتن و نیویورک به شکل فراوانی افزایش یافته است زیرا آنان میان افراط گرایی و میانهروی در دین اسلام تفاوت قائل شده و دریافتهاند که مسلمانان آمریکا مخالف افراط گرایان هستند.
جمال الغموس مدیر مرکز دارالهدی در ایالت ویرجینیا اظهار داشت: کسانی که برای گفتوگوی مجدد به این مرکز میآیند با دیدگاههایی تغییر یافته بازمیگردند. شهروندان آمریکایی به دلیل اطلاعات فراوان نیاز به دعوت زیاد ندارند زیرا آنان علاوه بر مطالعه کتب ادبی و علمی درباره ادیان، اعتقادات و افکار نیز مطالعه میکنند.
وی اضافه کرد: ما با آنان گفتوگو میکنیم و آنان به صورت روزانه و با شمار فراوان به مساجد رفت و آمد میکنند.
تحرکات دینی و سیاسی در آمریکا طی سال جاری به طور بیسابقهای افزایش یافته است که برخی علت آن را فشارهای ناشی از ساخت مسجد بیت قرطبه و همزمانی سالروز حملات 11 سپتامبر با عید فطر مسلمانان و همچنین تهدید به آتش زدن نسخههایی از قرآن در ایالتهای فلوریدا و کانزاس آمریکا میدانند.